تبلیغات
دلتنگی ها - مطالب مهر 1391

دلگیر نباش ؛ دلت که گیر باشد رها نمیشوی....


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:53 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

عشق بازی

 

عشق بازی به همین آسانی است

كه گلی با چشمی

بلبلی با گوشی

رنگ زیبای خزان با روحی

نیش زنبور عسل با نوشی

كار همواره ی باران با دشت

برف با قله ی كوه

رود با ریشه ی بید

باد با شاخه و برگ

ابر عابر با ماه

چشمه ای با آهو ، بركه ای با مهتاب

و نسیمی با زلف

دو كبوتر باهم

و شب و روز و طبیعت با ما

عشقبازی به همین آسانی است........



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:52 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

اهلی

 

اگر آدمی گذاشت اهلی اش كنند

بفهمی نفهمی خودش را به این خطر انداخته

كه كارش به گریه كردن بكشد

 

( كتاب شازده كوچولو)



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:45 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

بلیط برگشت

بلیط برگشت

هیچ مسافری را از رفتن منصرف نمی كند!

می دانم

و شاید نمی دانی!

كه این قطار

روزی در جایی می ایستد و تو

به تمام خاطراتمان

یك بلیط برگشت بدهكار می شوی!



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:36 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

زنده بمون (2)ادامه (1)

برای خودت دعا کن!

 برای خودت دعا کن که آرام باشی.

وقتی توفان می آید، تو همچنان آرام باشی.

تا توفان از آرامش تو آرام بگیرد.

 برای خودت دعا کن تا صبور باشی؛

آنقدر صبور باشی تا بالاخره ابرهای سیاه آسمون کنار بروند و خورشید دوباره بتابد.

برای خودت دعا کن تا خورشید را بهتر بشناسی. بتوانی هم صحبتش باشی و صبح ها برایش نان تازه بگیری.

 برای خودت دعا کن که سر سفره ی خورشید بنشینی و چای آسمانی بنوشی.

 برای خودت دعا کن تا همه ی شب هایت ماه داشته باشد؛

چون در تاریکی محض راه رفتن خیلی خطرناک است.

 ماه چراغ کوچکی است که روشن شده تا جلوی پایت را ببینی.

برای خودت دعا کن تا همیشه جلوی پایت را ببینی؛ آخه راهی را که باید بروی خیلی طولانی است.

خیلی چاله چوله دارد؛ دام های زیادی در آن پهن شده است و باریکه های خطرناکی دارد؛

پر از گردنه های حیران و سنگلاخ های برف گیراست.

 برای خودت دعا کن تا پاهایت خسته نشوند و بتوانی راه بیایی.

چون هر جای راه بایستی مرده ای و مرگی که شکل نفس نکشیدن به سراغ آدمبیاید، خیلی دردناک است.

هیچ وقت خودت را به مردن نزن!

 برای خودت دعا کن که زنده بمانی. زنده ماندن چند راه حل ساده دارد!

برای اینکه زنده بمانی نباید بگذاری که هیچ وقت بیشتر از اندازه ای که نیاز داری بخوابی.

 باید همیشه با خدا در تماس باشی تا به تو بیداری بدهد.

بیداری هایی آمیخته با روشنایی، صدا، نور، حرکت.

تو باید از خداوند شادمانی طلب کنی. همیشه سهمت را بخواه

و بیشتر از آنچه که به تو شادمانی ارزانی می شود در دنیا شادمانی بیافرین تا دیگران همسهمشان را بگیرند.

 برای اینکه زنده بمانی باید درست نفس بکشی و نگذاری هیچ چیز ی سینه ات راآلوده کند.

برای اینکه زنده بمانی باید حواست به قلبت باشد.

 هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت رامعاینه کنند.

دریچه هایش را، ورودی ها و خروجی هایش را و ببینند بهاندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!!

 اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود باید بروی پشت پنجره و بهآسمان نگاه کنی. آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداوند از آنجا رد بشود؛

آن وقت صدایش کن؛

 به نام صدایش کن؛

او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟؟!

تو صریح و ساده و رک بگو.

 هر چیزی که می خواهی از خدا بخواه. خدا هیچ چیز خوبی را از تو دریغ نمی کند.

شادمان باش. او به تو زندگی بخشیده است و کمکت می کند که زنده بمانی. از او کمک بگیر.

از او بخواه به تو نفس، پشمک، چرخ و فلک، قدم زدن، کوه، سنگ، دریا، شعر، درخت... تاب، بستنی، سجاده، اشک، حوض، شنا، راه، توپ، دوچرخه، دست، آلبالو، لبخند، دویدن و ...عشق... بدهد.

 آن وقت قدر همه ی اینها را بدان و آن قدر زندگیت را ادامه بده که زندگی از این که تو زنده هستی به خودش ببالد!!

 دیگران را فراموش نکن



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:34 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

زنده بمون (1)

زنده بمون!

شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو. ..

نرمش کن. بدو. کم غذا بخور.

زیر بارون راه برو. گلوله برفی درست کن.

 هر چند وقت یک بار نقاشی بکش.

در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن.

 سفید بپوش.

آب نبات چوبی لیس بزن.

بستنی قیفی بخور.

به کوچکتر ها سلام کن.

 شعر بخون. نامه ی کوتاه بنویس.

زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش.

 به دوست های قدیمیت تلفن بزن.

شنا کن.

هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن.

خواب ببین.

چای بخور و برای دیگران چای دم کن.

جوراب های رنگی بپوش.

 مادرت رو بغل کن. مادرت رو ببوس.

به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن.

 دنبال بازی کن. اگر نشد وسطی بازی کن

به برگ درخت ها دقت کن. به بال پروانه ها دقت کن.

 قاصدک ها رو بگیر و فوت کن. خواب ببین.

از خواب های بد بپر و آب بخور.

 به باغ وحش برو. چرخ و فلک سوار شو. پشمک بخور.

کوه برو. هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده.

 خواب هات رو تعریف نکن. خواب هات رو بنویس

بخند. چشم هات رو روی هم بگذار.

 شیرینی بخر.

 با بچه ها توپ بازی کن.

برای خودت برنامه بریز.

 قبل از خواب موهات رو شانه کن.

به سر خودت دستی بکش.

 خودت رو دوست داشته باش.

 



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:15 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

فقــــط بــرای امــــروز

ما برنده ایم اگر ...
لحظه های شیرین امروز را قربانی اتفاقات تلخ دیروز نکنیم ...
پس نـه در حســرت دیـروز و نـه در رویـای فـردا ...

فقــــط بــرای امــــروز ...
فقــــط بــرای امــــروز



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:14 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

دلتنگــــی سنگین

نـه اینکــه زانــو زده بـاشـم ...

نـه !

فقط ""دلتنگــــی"" سنگین است

همیـــــــــــن !...



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:08 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

لعنتی ها

لعنتی ها
نه این نگاه....
نه این بغض ...
نه این سکوت....
نه این کلمات....نه این فاصله ...
نه این پنجره....نه این دست ها....

نه این تپش ها....
هیچ کدامشان جرات ندارند که به تو بفهمانند

چقـــــــــــدر دلم برایت تنگ شده ...



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:07 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

چـــــــروک

خودتــان را در قلـــب هیچ آدمی نچپانید

 جـــا نمی شوید (!)

چـــــــروک می شـــوید فقـــــط . . .



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:04 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

آرامش عجیب

شاید برایت عجیبست این همه آرامش ام !
خودمانی بگویم ؛
به آخر خط که برسی دیگر فقط نگاه میکنی ...



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:04 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

می‌توان / کریستین بوبن

می‌توان در ازدواجی، ده سال مجرد بود.

می‌توان ساعت‌ها بدون بیان کلمه‌ای صحبت کرد.

می‌توان با تمام دنیا خوابید و باکره بود!

کریستین بوبن



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:03 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

مــهر پـائیز

نه بهار با هیچ اردیبهشتی ,

نه تابستان با هیچ شهریوری ,

ونه زمستان با هیچ اسفندی ,

اندازه پـایـیز به مذاق خیـابـانها خــــوش نیـامــد ,

پـائیز مــهری داشـت کـه بـــَر دل هـر خیـابان مـی نشست ...



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:01 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

پـارادوکـس

مـنـے” که . .
کـنـارش “ تـــــــــو ” نـبـاشـد . .
بـزرگـتـریـن پـارادوکـس دنـیـاسـت .../.



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-09:00 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

اگر تو عاشق من نباشی...

لمسِ تن تو
شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد....
داغیِ لبت ، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند...
هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد.....
فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس
خاتون من!
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
یک بوسه
یک نگاه حتی

حرامم باد !
اگر تو عاشق من نباشی...



نظرات() 

تاریخ:یکشنبه 30 مهر 1391-08:59 ب.ظ

نویسنده :کبی کبی

گوســفنــد قربــــــانیِ

ابراهــیم نیستمـــ امـــــا

کودکـ ـ ـ ـ ـ ـ درونـ ـ ـ ـ ـم را قربــــــانیِ کــســی‌ کردمـــ

که ارزشـ ـ ـ ـ ش کـــ ـمتر از یـــک گوســفنــد بــود...



نظرات() 



  • تعداد صفحات :10
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...